مواجهه با ناکامی - کتاب ها و مقالات دکتر پریسا خسروتاش




 
مقابله کارآمد در مواجه با ناکامی

بدون شک همه افراد در طی زندگی روزمره خود با مشکلات متعددی مواجه هستند و هر فردی با استفاده از روش های خاصی از مقابله سعی خواهد کرد که بر مشکلات اعمال کنترل نماید.نحوه مواجهه یک فرد با مشکلات، اثری تعیین کننده در حفظ یا عدم تعادل در زندگی هرشخص خواهد داشت.ما در اینجا به مواردی اشاره خواهیم نمود که شما را در جهت مواجهه کارآمد با مشکلات یاری خواهد نمود.جهت دستیابی به این هدف، به موارد زیر دقت نمائید:
1-احساسات خود را به طور مشخص و واضح بشناسید.زمانی که فردی دچار بحران عاطفی می شود احساسات معینی را تجربه خواهد نمود.تعدادی از این احساسات عبارتند از:
الف_اضطراب:که شامل احساس ترس، عصبیت و آسیب پذیری است.در واقع اضطراب پاسخی است که در مقابل درک موقعیت تهدید رخ می دهد.
ب- افسردگی:شامل احساس ضعف، نا امیدی و بی ارزشی است که با احساس غمگینی شدید همراه است.
ج- خشم:احساسی که بر اثر یک ناکامی عمیق ایجاد می شود وگاهی تمایل به آسیب کلامی یا بدنی به دیگران یا حتی خود را در پی خواهد داشت.
احساسات ، نشانه هایی هستند که حاکی از وجود مشکل یا فشار عصبی، حول وحوش فرد مورد نظر می باشند.آگاه شدن از آن ها اولین گام جهت برطرف کردن مشکل است.در صورتی که فرد با صراحت کامل نسبت به احساسات خود شناخت پیدا کند واین احساسات را نشانه وجود مشکل بیرونی یا درونی بداند، در آن صورت خواهد توانست قدم بعدی جهت بررسی منابع کمک رسان را آغازنماید.
2- به تجزیه وتحلیل افکارخود بپردازید.
زمانی که تحت استرس یا فشار روانی هستید، سعی کنید موقعیت راشناسایی کرده واحساس خود نسبت به آن حادثه را نیزمورد تحلیل قراردهید.در حالت معمولی شاید متوجه افکار وخودگویی های خود در حین مسئله مورد نظر نباشید.ولی بدانید که این افکار تاثیر بسیار عمیقی بر روی احساس وعمل شما خواهند گذاشت.ممکن است از طریق افکار غیر منطقی وخود گویی های منفی به طور نادانسته ای احساس فشار خود را افزایش دهید.جهت بررسی این موضوع لازم است به بررسی روش هایی که یک فرد افکار خود را به طریق غیر منطقی نظم می دهد وباعث تحریف موقعیت می شود بپردازیم.زیرا با آگاهی از این افکار، در کنترل آن ها تواناتر عمل خواهید نمود.
انواع تفکر غیر منطقی:
1-    شخصی کردن:نسبت دادن حوادث خارجی به خود درحالی که واقعیت حاکی از چیزی غیر از آن باشد(او امروز احوال پرسی گرمی نکرد، حتما از من لخور است)
2-    انتخاب شواهد: به معنی انکار تجارب مثبت وتمرکز بر حوادث و ناکامی های منفی درک شده.یعنی فرد به طور انتخابی بر نتایج و واکنش های منفی محیط اطراف خود متمرکز می شود.
3-    وحشتناک جلوه دادن موضوع:در این حالت فرد اهمیت حادثه را به شکل اغراق آمیزی، ناخوشایند جلوه خواهد داد(من درس آمار را پاس نکردم، من آدم با استعدادی نیستم، فکرکنم اصلا نتونم فارغ التحصیل بشم.)

4-    بایدها ونبایدها: در این حالت فرد خود را مجبور به انجام کارهایی می کند که تمایل به انجام آن ها را ندارد(من هرگز نباید گریه کنم، این کار در حضور دیگران جلوه خوشایندی ندارد.)
5-    تفکر دوقطبی:درک خود،  دیگران و موقعیت ها به طور کاملا خوب یا کاملا بد. در این دیدگاه حد وسطی وجود ندارد(اگر نمره 19 بگیرم اصلا خوب نیست، چون مثل اینه  که نمره 10 گرفته باشم.)
6-    شتاب زدگی:بدون وجود شواهد کافی رای به حکمی دادن( او مرا دوست ندارد،  چون کتابش را به من نداد.)

7-    برچسب زدن:در نظر گرفتن یک یا چند نمونه از افکار خود و دیگران وتعمیم افراطی آن(من در مسابقه آشپزی برنده نشدم،  من همیشه بازنده هستم.)
این ها مواردی از راهبردهای تفکر غیرمنطقی بودند که فشار در موقعیت اضطراب زا را افزایش خواهند داد.به همان طریقی که این شیوه ها آموخته می شوند. می توان شیوه های سالم و تفکر منطقی در موقعیت ها را نیز آموخت. در واقع ابتدا لازم است طبق مطالب قبل  احساسات خود را بشناسید وتفکرات خود را تجزیه وتحلیل نمائید واگر مشاهده کردید که دچار چنین تحریفات شناختی هستید، حال زمان آن است که تغییری در شیوه های شناختی خود نسبت به مسائل حول وحوش خود ایجاد نمائید.بدانید که شاید یک فرد نتواند موقعیت خارجی را تغییر دهد ولی به طور حتم خواهد توانست با تغییر دیدگاه های خود تاثیر آن ها را بر خود تغییر دهد.
در انتها جهت مقابله کارآمدتر با موقعیت های فشارزا به نکات زیر توجه نمائید:
1-    به دنبال منابعی حمایتی بگردید همانند یک دوست دلسوز و مورد اطمینان یا یک مشاور.
2-    خود را تجهیز نمائید وآماده مواجه با شرایط شوید:آماده سازی یعنی فرد در صورت درک وجود مشکل نیروی خود را تجهیز خواهد کرد تا بتواند به حل مسئله مورد نظر بپردازد.
3-    محدودیت های خود را بشناسید:این مورد به مورد قبل نیز کمک رسانی خواهد کرد.بدین صورت که فرد نیروهای خود را در محدوده توانایی ها ومحدودیت های خود، جهت برطرف کردن نیازهای خود تجهیز نماید.فردی که انتظاراتی خارج از حدود توانایی خود داشته باشد، باعث ریشه دواندن عدم اعتماد به نفس درخود خواهد شد.در نتیجه توجه به محدودیت ها وضعف های خود نکته ای بسیار مهم است.
                                                                     پایان   
                                         دکتر پریسا خسروتاش ،روان شناس کودک نوجوان