مقاله مقایسه دیدگاه اسکینر در ارتباط با تشویق و تنبیه و مفهوم بهشت و دوزخ در قرآن

مقاله مقایسه دیدگاه اسکینر در   ارتباط با تشویق و تنبیه و مفهوم بهشت و   دوزخ در قرآن

 
مقایسه دیدگاه اسکینر دررابطه با تشویق و تنبیه و
دیدگاه قرآن در ارتباط با بهشت و دوزخ
حسین ابراهیمی مقدم
پریسا خسروتاش



چکیده
پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه دیدگاه اسلامی با توجه به آیات قرآنی و دیدگاه روان شناسی با توجه به نظریه اسکینر پرداخته شده است. دراین زمینه تاکید بر روی مقایسه تشویق و تنبیه در این دو دیدگاه بوده است .نمونه مورد مطالعه کل آیات قرآن می باشد که با توجه به نرم افزار قرآنی "جامع فقه اهل بیت "مورد بررسی قرار گرفته است .در این پژوهش بررسی ازطریق روش تحلیل محتوا ، صورت گرفته است. با استفاده از ارائه فراوانی موارد بشیر ، نذیر و اتوب که به ترتیب با مفاهیم تقویت کننده مثبت ،تنبیه و تقویت کننده منفی در دیدگاه اسکینر منطبق هستند، نتایج تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت . نتایج حاکی از آن است که مفهوم نذیر دارای بیشترین فراوانی و 116 مورد اشاره است .اتوب با فراوانی 80 مورد دارای رتبه دوم و بشیر با 78 مورد اشاره دارای رتبه سوم است . نتایج به دست آمده با نظر اسکینر در زمینه تاکید بیشتر بر روی تقویت کننده ها نسبت به تنبیه ، هم خوانی ندارد.و آیات قرآن جایگاه ویژه ای برای تنبیه دارا می باشند.

مقدمه

در دیدگاه اسلامی از روش تشویق و تنبیه برای برانگیختگی ، باز دارندگی و شکوفاسازی استعدادهای انسان در جهت کمال بهره گرفته می شود.البته در تربیت انسان، اصل بر تشویق و ترغیب است نه تنبیه و مجازات. تنبیه باید کاملاً سنجیده، حساب شده و دقیق باشد و به هیچ وجه از حد و مرز مشخصی فراتر نرود. زیرا هرگونه بی‏دقتی در آن ،اثرات منفی جبران ناپذیری را به همراه خواهد داشت.
بنابراین در استفاده از این دو روش، حساسیت فوق‏العاده‏ای وجود دارد زیرا ساختار عاطفی انسان طوری است که اگر در ازای فعالیت به او پاداش دهند ، آن نوع فعالیت برایش خوش‏آیند می‏شود و اگر بعد از انجام کاری تنبیه شود از آن کار دور می شود و تکرارش برای او آزار دهنده خواهد بود. پس این دو عامل، یعنی پاداش و کیفر، در اصلاح و تغییر رفتار انسان با رعایت شرایط خاص بسیار تاثیر گذار می باشند.
از آن‏جا که انسان‏ها متفاوتند، گروهی را باید با انذارو تنبیه به سوی ادب، و اخلاق کشاند و برخی دیگر را با تشویق و تبشیر می‏توان تأدیب کرد. از این‏رو، اگر رفتار پسندیده‏ای از کسی دیدیم، باید وی را تشویق کنیم و او را در حضور دیگران ستایش نماییم. هم‏چنین اگر کار ناپسندی از او سر زد و آن را از ما پوشیده داشت، ما نیز باید چشم‏پوشی کرده و از کار او چشم پوشی نماییم. با این حال، اگر وی آن رفتار ناپسند را تکرار کرد، باید او را از انجام این کار دور نماییم.

با همه‏ی این‏ها، تشویق زیربنای اصلی آموزش و پرورش اسلامی به شمار می‏رود؛ زیرا اساس تربیت برسهولت،محبت و ملایمت بنا نهاده شده است. وانگهی با تشویق می‏توان انگیزه‏ی دانش‏آموز را به انجام دادن کارهای مطلوب افزایش داد و اعتماد به نفس او را افزایش داد. البته در صورتی که تشویق مؤثر واقع نشود، می‏توان ابتدا به اخطار و سپس به تنبیه روی آورد. بی‏شک، انجام تنبیه نباید برای فرد تنبیه کننده وسیله ای برای انتقام گیری باشد، بلکه باید برای هدایت و تغییر رفتار فرد مورد استفاده قرار گیرد.
در دو قرن اخير مباحث تشويق و تنبيه بيشترين توجه روان شناسان را به خود جلب كرده است. روان شناسان مختلفى كه در زمينه يادگيرى، اصلاح و تغيير رفتار مطالعاتى انجام داده و به شرطى سازى پرداخته اند به نقشى كه تشويق و تنبيه در شرطى شدن دارد ،اشاره كرده اند.انديشمندان رشته روان شناسى و تعليم و تربيت با توجه به ديدگاه ها ، فرضیات و انتظارات خاص خود، پديده تشويق و تنبيه را مورد بررسى قرار داده اند.
بحث‏های مربوط به کاربرد تشویق و تنبیه در روان شناسی به عنوان ابزارهای تغییر رفتار در جانوران از سال ها پیش مطرح بوده است. با این حال، نخستین بررسی ها درباره‏ی تشویق و تنبیه و تقویت کننده‏های مثبت و منفی با پژوهش‏های ایوان پترویچ پاولف (۱۹۳۶ ـ ۱۸۴۹) آغاز شد. وی با طرح نظریه‏ی شرطی‏سازی کلاسیک مدعی شد که با دادن تقویت و شرطی کردن حیوان، رفتارهای بازتابی حیوان را می‏توان کنترل کرد. پس از او بوروس فردریک اسکینر (۱۹۹۰ ـ ۱۹۰۴) بررسی‏های گسترده‏ای درباره‏ی اثر تقویت کننده‏ی مثبت و منفی در فراخواندن رفتار جدید در حیوانات آغاز کرد. وی با گسترش دادن این یافته‏ها در قلمرو رفتار انسانی، در زمینه‏ی اثر گذاری تشویق و تنبیه بر رفتار انسان، باب تازه ای را باز کرد. پژوهش اسکینر شرطی‏سازی کنش‏گر نام دارد ( به نقل از سیف، 1390).
در این پژوهش برآنیم تا با نگاهی به آیات قرآن و نظریه روان شناسی اسکینر ، جایگاه تشویق و تنبیه را بررسی کنیم .موضوع اين مقاله "مقایسه دیدگاه اسکینر در رابطه با تشویق و تنبیه با مفهوم بهشت و دوزخ در قرآن "است.
سئوالی که در این پژوهش دنبال خواهد شد این است که آیا همانطور که در مباحث روان شناسی تکیه بیشتر بر روی تشویق وجود دارد آیا در قرآن نیز این تاکید بیشتر دیده می شود یا خیر؟ اگر تفاوتی ذر این زمینه مشاهده می شود ، این تفاوت به چه شکلی قابل تفسیر و توجیه می باشد؟
.
پيشينه تحقيق
جهت ارائه پیشینه تحقیق ابتدا لازم است به تعریف تشویق وتنبیه اشاره شود سپس مبانی نظری مطرح شده در نظریه اسکینر در رابطه با تشویق و تنبیه مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه مفاهیم مطرح در قرآن در این زمینه مورد بحث و مقایسه با مفاهیم روان شناختی قرار گیرند.
تعاریف تشویق و تنبیه
تشویق

تشویق به معنای به شوق آوردن و راغب کردن به چیزی و کسی را در امری ستودن و به چیزی دلگرم کردن است ( به نقل از لغت نامه دهخدا ).
روان شناسان تشویق را ارائه محرک خوشایند پس از رفتار مطلوب به منظور افزایش رفتار مورد نظر می دانند.
تنبیه
آگاه و بیدار کردن، واقف گردانیدن بر چیزی، مجازات کردن، گوشمالی دادن و چوب زدن( به نقل از لغت نامه دهخدا).
روان شناسان تنبیه را ارایه‏ی یک محرک آزاردهنده به ارگانیزم که به منظور کاهش فراوانی پاسخ‏هایی است که پیش از تنبیه انجام شده است ، می دانند.مانند: انتقاد شدید از یک دانش‏آموز پس از مشاهده‏ی رفتار خاص.

نظریه شرطی سازی عامل اسکینر
بوروس فردریک اسکینر را یکی از اثرگذارترین روان‌شناسان تاریخ و حتی بزرگترین روانشناس سدهٔ بیستم می‌دانند.

اسكينر عقيده داشت كه يك دانشمند بايد از داده های تجربي شروع كند تا سرانجام به تعميم هایی برای وضع قوانين برسد و در مراحل بعدي بتواند يك تئوري علمي كه قوانين را در بر می گيرد را وضع كند. بنابراين او بايد بسيار دقيق باشد تا بتواند كارش را با داده هاي تا حد امكان مورد اطمینان آغاز كند. اسكينر اين هشدار را مي پذيرفت كه يك دانشمند نبايد براي تبيين پديده هاي قابل مشاهده به وراي داده هاي قابل مشاهده فكر كند. او معتقد بود که رفتارها و شخصیت انسان عمدتا بر اساس یادگیری به وجود می‌آیند و تغییر می‌کنند. بنابراین شناخت یا کشف قوانین یادگیری، کلید شناخت رفتار انسان است. با شناخت این قوانین می‌توان رفتار انسان را توصیف، پیش‌بینی و کنترل کرد و آن را مورد تغییر قرار داد(اسکینر ،1989 ).
اسکینر بر اساس آزمایش‌های خود و نظریات پاولف، واتسون و ثرندایک به این نتیجه رسید که همه رفتارها را می‌توان به وسیله پیامدهای آن‌ کنترل و پیش‌بینی کرد. در واقع وی معتقد بود که بیشتر رفتارهای اجتماعی انسان صرفا در اثر تحریک محیط به وجود نمی‌آیند. بلکه این رفتار، اول از جاندار سر می‌زند و در صورتی که محیط آن‌ها را تقویت کند، ادامه می یابند.اسکینر، نظریه خود را شرطی‌شدن عامل(کنش‌گر)نامیده است. اسکینر این نوع شرطی‌سازی را روشی می‌داند که در آن ایجاد تغییر در پیامدهای یک رفتار، میزان وقوع آن رفتار را تحت تاثیر قرار می‌دهد. شخصیت از نظر اسکینر مجموعه‌ای از این رفتارهای کنش‌گر است. علت نام‌گذاری این نوع شرطی‌سازی به شرطی‌سازی عامل یا کنش‌گر این است که بر خلاف نظریات پاولف و واتسون، در این نظریه ،جاندار موجودی فعال تلقی می‌شود که در عین حال که تحت کنترل محیط قرار می‌گیرد، خود نیز بر روی آن عمل می‌کند و آن را تحت کنترل درمی‌آورد( به نقل از سیف ، 1390).


مفاهیم اساسی در نظریه اسکینر
مفاهیم اساسی مطرح شده در این نظریه عبارتند از:

تقویت‌کننده‌ها
به اعتقاد اسکینر دو نوع تقویت‌کننده وجود دارد( به نقل از مکلود ،2013 ).
1- تقویت‌کننده اولیه
تقویت‌کننده‌ای است که ذاتا تقویت‌کننده محسوب می‌شود و سائق‌های اساسی ارگانیسم را برآورده می‌کند. غذا، آب و رابطه جنسی جزء تقویت‌کننده‌های اولیه هستند.
2- تقویت‌کننده شرطی یا ثانویه
محرکی است که به دلیل همراهی با یک تقویت‌کننده اولیه، ارزش تقویت کنندگی می‌یابد. پول و تحسین از شایع‌ترین تقویت‌کننده‌های شرطی می باشند.

تقویت
بوری 2006 بیان می کند که اسکینر به وجود دو نوع تقویت اشاره می کند:
1- تقویت مثبت
نوعی تقویت که در آن از طریق ارایه یک محرک خوشایند، احتمال تکرار پاسخ افزایش می‌یابد.
2- تقویت منفی
نوعی تقویت که در آن از طریق حذف یک محرک ناخوشایند و آزاردهنده، احتمال تکرار پاسخ افزایش می‌یابد. اغلب این تقویت به اشتباه ،نوعی تنبیه تلقی می‌شود.

تنبیه
در تنبیه برخلاف تقویت منفی، از طریق ارایه یک محرک ناخوشایند و آزاردهنده، احتمال تکرار یک پاسخ نامطلوب کاهش می‌یابد.

برنامه‌های تقویت ( به نقل از چری ،2013 )
اسکینر با مشاهده این که موش‌ها میله را با میزان نسبتا ثابتی، حتی وقتی که به صورت پیاپی تقویت نمی‌شوند، فشار می‌دهند، اقدام به یافتن برنامه‌ها ی تقویتی کرد .سپس به این بررسی پرداخت که کدام یک از آن‌ها بیشترین اثربخشی را در کنترل رفتار دارند.
وی چهار نوع تقویت را مورد پژوهش قرار داد:
برنامه نسبی ثابت ، برنامه نسبی متغیر ، برنامه فاصله ای ثابت ، برنامه فاصله ای متغیر.


شکل‌دهی به رفتار یا تقریب‌های متوالی (اسکینر ، 1938 )
در این روش صرفا پاسخ‌هایی که ارگانیسم را در جهت مورد نظر سوق می‌دهند، تقویت می‌شوند. به عبارت دیگر ارگانیسم تنها در مواردی که رفتار او به رفتار نهایی مطلوب نزدیکتر شود، تقویت می‌شود. با این روش می‌توان عادات پیچیده‌ای را به حیوانات آموزش داد.کودکان نیز بر اساس همین روش ، صحبت کردن را یاد می گیرند.


نظر اسکینر در ارتباط با تاثیرات منفی تنبیه
یکی از مهم ترین خدمات" اسکینر" به روان شناسی، نظریه ی او در رابطه با اثرات تنبیه و جانشین های آن می باشد که امروزه بسیاری از درمان گران و خانواده ها از آن استفاده می کنند. تنبیه، برای حذف رفتار نادرست، خطرناک یا نامطلوب از طرف فرد تنبیه کننده طرح ریزی می شود و فرض بر این است که کسی که به خاطر انجام رفتاری تنبیه می شود، با احتمال کم تری آن رفتار را انجام خواهد داد اما متأسفانه در عمل بیشتر مواقع چنین اتفاقی رخ نمی دهد.
" اسکینر" معتقد است که تنبیه در دراز مدت، بی تأثیر است و صرفاً موجب بازداری یا واپس زدن رفتار تنبیه شده می شود. او می گفت:" گرچه تنبیه اغلب خیلی مؤثربه نظر می رسد اما اثری ناپایدار بر جای می گذارد. بوری ،2006 دلایل دیگر اسکینر برای مخالفت با تنبیه را چنین بیان می کند:
1-تنبیه، آثار جانبی هیجانی نامطلوبی به بار می آورد. کسی که تنبیه می شود، می ترسد و این ترس به محرک های مختلفی که هنگام تنبیه شدن او حضور دارند، تعمیم می یابد.َ

2-تنبیه به شخص تنبیه شده نشان می دهد که چه کار نکند، نه این که چه کاری را انجام دهد. تنبیه عملاً هیچ گونه اطلاعی در اختیار شخص تنبیه شده نمی گذارد یعنی فرد تنبیه شده به بینش نمی رسد که چرا نباید این کار را انجام ندهد.
3- تنبیه، صدمه زدن و کتک زدن به دیگران را توجیه می کند. وقتی کودکان تنبیه می شوند، تنها چیزی که می آموزند، این است که در بعضی موقعیت ها صدمه زدن به دیگران و هم چنین کتک کاری، جایز است.
4- اگر تهدید تنبیه وجود نداشته باشد، رفتار تنبیه شده دوباره ظاهر می شود. منظور این است که افراد آموخته اند که در حضور عوامل تنبیه کننده، این رفتارها را واپس بزنند اما دلیلی نمی بینند که در غیاب عوامل تنبیه کننده، این رفتارها را انجام ندهند.
5-تنبیه، اغلب یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگری می سازد.
6- تنبیه موجب احساس گناه در تنبیه شونده می شود و آینده ی او را تحت تأثیر قرار می دهد.
.
اسکینر 1971 به تعدادی روش جایگزین برای تنبیه اشاره کرده است که به قرار زیر است: .

1- دور ساختن محرک های درد سر ساز: برای نمونه، اگر کودک خود را برای شکستن ظروف تنبیه می کنید، دور ساختن ظروف شکستنی از دسترس او سبب خواهد شد که دیگر ظرف ها را نشکند و شما او را تنبیه نکنید.
2- اشباع :در این جا می توان به کودک اجازه داد تا سر حد اشباع یا دلزدگی، به آن رفتار ادامه دهد
3- گذشت زمان: روش دیگر این است که فرصت دهیم تا زمان، خود مشکل را حل کند اما ممکن است این زمان خیلی طولانی شود. در این جا لازم است اجازه ندهیم تا اشتباهات به عادات تبدیل شوند.
4- بی توجهی و نادیده گرفتن: اسکینر می گوید بهترین فرآیند جانشینی برای تنبیه، خاموشی است. این روش، زمان می برد اما خیلی سریع تر از فراموشی طبیعی، رخ می دهد. به نظر می رسد که این روش، خالی از عوارض نامطلوب است.به طور مثال پدر یا مادر می توانند به رفتار نامطلوب کودک خود "بی توجهی" کنند.

با وجود تمام معایبی که برای تنبیه ذکر شد ،می توان گفت که با توجه به دیدگاه روان شناسی و منابع اسلامي براي اصلاح يا تغيير رفتار، لازم است از عوامل تقويت مثبت و منفي استفاده کرد و در صورتي که تقويت و پاداش کارآيي نداشته باشد، استفاده از تنبيه امری است ضروری، به شرطی که از روی تدبير و رعايت شرايط انجام گيرد؛ در غير اين صورت، پيامدهای نامطلوبی خواهد داشت. حضرت علی- عليه السلام - مي‌فرمايند: "کسي که رفتار نيکو، او را اصلاح نکند، مجازات نيکو، اورا اصلاح خواهد کرد"
امام علی - عليه السلام - در کلام ديگری مي‌فرمايند:"جايي که مدارا کردن درشتي به حساب آيد، به جاي مدارا درشتی کن". يعني در مواردی که نرمی و ملايمت، فرد را به ‌درشتی و تندی وا می ‌دارد، لازم است که با وی تندی کنی.

تشویق و تنبیه در قرآن

. قرآن در وصف پیامبران می‏فرماید که آنان مبشر (بشارت دهنده) و منذر(بیم دهنده) هستند. تعبیر قرآنی بشارت وانذار با پاداش و تنبیه که دو ابزار تربیتی و اصلاحی است، هم آهنگی دارد.
در این جا نمونه‏هایی از آیات با توجه به سه زاویه "تشویق ، تنبیه و توبه" ذکر خواهد شد:
۱ـ پاداش و تشویق
خداوند در سوره‏ی رعد، قوانین و مقررات مطلوب الهی را بیان می‏کند. سپس برای تقویت انگیزه‏ی افراد برای پیروی از این قوانین و مقررات، پاداش الهی را به تصویر می‏کشد:
وَالَّذینَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهَ رَبِّهِم وَ اَقاموُا الْصَّلوةَ وَانْفَقوُا مِمّا رَزَقْناهُمْ سِرّا وَ عَلانِیَةً وَ یَدرَؤُنَ بِالْحَسَنَه الْسیِّئَةَ اولئِکَ لَهُمْ عُقْبَی
الْدّار جَنّاتِ عَدْنٍ یَدْخُلوُنَها وَ مَنْ صَلَحَ من ابائِهِم وَ اَزواجِهِمْ وَ ذُرّیاتِهِمْ وَ الْمَلائِکَةِ یَدْخُلوُنَ عَلَیْهِمْ مِنْ کل بابٍ. سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الْدّار.
آنان که برای به دست آوردن خشنودی پروردگارشان، شکیبایی کردند و نماز را بر پاداشتند و از آن‏چه به آنان روزی دادیم، در نهان و آشکار انفاق کردند و بدی را با نیکی دور کردند، برای آنان است خانه‏ی آخرت، بهشت‏هایی پاینده که به آن در آیند و نیز هر یک از پدران و همسران و فرزندان شایسته و نیکوکارشان و فرشتگان از هر دری بر آنان وارد شوند و گویند سلام برشما به پاداش صبری که کردید پس چه نیک است عاقبت آنها.

2-نادیده گرفتن اعمال اشتباه پس از تغییر رفتار ( پذیرش توبه )
خداوند در سوره می‏فرماید:
یا اَیُّها الَّذینَ آمَنوا اتَّقواللّه‏ وَ قولوا قَولاً سَدیدا یُصْلِحْ لَکُمْ اَعْمالکم وَ یَغْفِرلَکُم ذُنوبکم وَ مَن یطِعِ اللّه‏ وَ رَسولَهُ فَقَد فازَ فَوزا عَظیما.
ای اهل ایمان! پرهیزکار و خدا ترس باشید و همیشه به حق و صواب، سخن گویید، تا خداوند، کردار شما را به لطف خود اصلاح فرماید و از گناهان شما درگذرد. همانا هر که از خدا و رسولش پیروی کند، به رستگاری بزرگی دست یافته است.
یکی از مواردی که در این آیه‏ی شریفه به عنوان پاداش آمده، این است که اگر مؤمنان در رفتار و گفتار، گوش به فرمان خداوند باشند، خطاها و پیشینه‏ی بد آنان بخشیده می‏شود و خداوند، عملکردشان را اصلاح خواهد کرد.

هم‏چنین در سوره می فرماید:
یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوا اِنْ تَتَّقوا اللّه‏ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانا وَ یُکَفِّرْ عَنْکُم سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْلَکُمْ وَ اللّه‏ ذوُ الْفَضْلِ الْعَظیم.
ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر از خدا پروا داشته باشید، به شما قدرت شناخت حق و باطل را می‏دهد و کردار بدتان را می‏زداید و شما را می‏آمرزد و خداوند دارنده‏ی فضل و بخشش بزرگ است.

3-تنبیه
در سوره آمده است:
وَ لَقَد اَهْلَکْنا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِکُم لَمّا ظَلَمُوا وَ جائَتْهُم رُسُلُهُمْ بِالْبَیّنات وَ ما کانوا لِیؤمنوا کَذلِکَ نَجْزی القومُ المجرمینَ.
و ما اقوام و ملت‏های پیش از شما را آن گاه که ستم کردند و پیامبرانشان با دلایل روشن نزد آنان رفتند و ایمان نیاوردند. هلاک کردیم، این گونه تبه‏کاران را کیفر می‏دهیم.
خداوند، کسانی را که در برابر دلایل روشن و آشکار پیامبران الهی تسلیم نمی‏شوند و ایمان نمی‏آورند، تهدید می‏کند و به آنان هشدار می‏دهد که آنان را تنبیه خواهد کرد. خداوند با این روش می‏کوشد آنان را به انجام رفتار مطلوب (ایمان آوردن به خدا) وادار سازد.
قرآن كريم يكى از ابزارهاى بازدارنده از رفتار عنادورزانه نسبت به فرامين پروردگار را تنبيه به انواع مختلف آن، اعم از دنيوى و اخروى، معرفى مى نمايد و در آيات مختلف به اين موضوع اشاره مى كند.

مى توان آيات تنبيه را در قرآن به سه دسته تقسيم كرد:
1- تنبيه به عنوان مجازات حقوقى: قرآن كريم در بخشى از آيات كه به عنوان آيات الاحكام شناخته مى شوند، براى بعضى از خطاها و جرم ها، مجازات خاصى را تعيين كرده است؛ مثلاً، در مورد مرد و زن زنا كار مى فرمايد: «الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ» (نور،2)؛ هريك از زن و مرد زناكار را صد ضربه تازيانه بزنيد.

2- تنبيه به عنوان تجسم اعمال :بخش زيادى از آياتى كه مجازات اقوام گذشته را بيان مى كنند در مورد نتيجه اعمال آنان مى باشند؛ از جمله داستان اصحاب قوم بنی اسرائیل .
3ـ تنبيه به عنوان تأديب: برخى از آيات قرآن، تنبيه را براى تأديب و تربيت و اصلاح رفتارهاى غيرقابل پذيرش توصيه مى نمايند. براى نمونه، قرآن درباره كسانى كه از دستور پيامبر تخلف نمودند و در جنگ شركت نكردند مى فرمايد: «وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ» (توبه ،118)؛ و آن سه نفر كه از شركت در جنگ تبوك تخلف جستند و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند تا آنجا كه زمين با همه وسعتش به آنها تنگ شد، حتی در وجود خويش جايى براى خود نمى يافتند و دانستند پناهگاهى در برابر عذاب خدا جز رفتن به سوى او نيست.
در اين آيه، براى تنبيه متخلفان از دستور پيامبر صلى الله عليه و آله، قهر كردن با آنان از جانب پيامبر توصيه مى شود ،روشى كه موجب گرديد درصدد اصلاح خود برآيند و اين عمل براى همه مسلمانان موجب عبرت شد.
از دسته سوم به استنباط می شود كه از تنبيه، اعم از بدنى و غيربدنى به عنوان يك ابزار تأديبى در جهت تعليم و تربيت مى توان استفاده كرد و این روش در اصلاح رفتارهاى ناپسند مى تواند عامل مؤثرى باشد.

هدف تحقيق
هدف پژوهش را مى توان در مورد زير خلاصه كرد:
مقایسه ديدگاه اسلام و روان شناسى در رابطه با تشویق و تنبیه


روش
در پژوهش حاضر از روش تحلیل محتوا استفاده شده است . ابتدا با استفاده از نرم افزارقرآنی "جامع فقه اهل بیت" به بررسی تحلیلی آیات قران با توجه به سه ساختار" تقویت مثبت ، تقویت منفی و تنبیه "در دیدگاه اسکینر پرداخته شده است. مفاهیم کلیدی در دیدگاه اسکینر، در سه راستا در قرآن مورد پیگیری قرار گرفت. راستا های مورد بررسی با سه واژه کلیدی" بشیر ، نذیر و اتوب "جستجو شد . بشیر با تقویت مثبت ، نذیر با تنبیه و اتوب با تقویت منفی در دیدگاه اسکینر مورد مقایسه قرار گرفت.
بشیر به آیاتی اشاره دارد که انسان را به نعمات بشارت می دهد و نتیجه اعمال مثبت افراد را پیغام می دهد ، که در دیدگاه اسکینر معادل با ارائه محرک خوشایند در مقابل رفتار مطلوب برای افزایش رفتار مطلوب است ( تقویت مثبت ) . آیاتی که به نذیر اشاره دارند ، در برگیرنده ترساندن از آتش جهنم و عذاب اخروی هستند و اشاره به نتیجه عمل اشتباه افراد دارند ، که در دیدگاه اسکینر معادل با ارائه محرک آزار دهنده در مقابل رفتار نا مطلوب برای کاهش رفتار نا مطلوب هستند ( تنبیه ). آیاتی نیز به اتوب اشاره دارند که نشانه رحمت خداوند برای پذیرش اعمال اشتباه گذشته در ازای تغییر رفتار آتی است که در دیدگاه اسکینر معادل با حذف محرک نا خوشایند برای افزایش رفتار مطلوب است ( تقویت منفی ).
با استفاده از روش تحلیل محتوا وتحلیل یک به یک آیات با توجه به سه مفهوم ذکر شده نتایج با ذکر نام سوره ها و شماره آیات به شرح زیر است .
یافته ها
ابتدا به شکل توصیفی نام سوره ها و شماره آیات در سه محور بشیر ، نذیر و اتوب ذکر خواهد شد . سپس به ذکر فراوانی آنها پرداخته خواهد شد.

جدول 1 : آیات بشیر

بشیر
آل عمران 170 ، آل عمران 171 ،التوبه 124، الحجر 67 ، الروم 48 ، التوبه 21 ، الاسرا 9 ، الشوری 23 ، الکهف 2 ، الحجر 53 ، مریم 7 ،آل عمران 39 ، البقره 213 ، الانعام 48 ، الکهف 56 ، الروم 46 ، الاسرا 105 ،الفرقان 56 ، الاحزاب 45 ، الفتح 8 ، ،مریم 97،الصف 6 ،آل عمران 21 ، التوبه 34 ، الانشقاق 24 ، لقمان 7 ،یس 11 ، الجاثیه 8 ، هود 71 ،الزمر 17 ،التوبه 111،الحجر 54 ، البقره 119 ،سبا 28 ، فاطر 24 ،فصلت 4 ،المائده 19 ، الاعراف 188 ،هود 2 ،المائده 19 ،البقره 97 ،آل عمران 126 ، الانفال 10 ، یوسف 19 ،النحل 89 ،النحل 102 ، الفرقان 22 ،النمل 2 ، الاحقاف 12 ،الذاریات 28 ، الصافات 112 ،الحجر 55 ،الاعراف 57 ، الفرقان 48 ،النمل 63 ،النحل 58 ،النحل 59 ،الزخرف 17 ،البقره 25 ، البقره 155 ،البقره 223 ، النسا 138 ، التوبه 3 ،التوبه 112 ،یونس 2 ، یونس 87 ،الحج 34 ،الحج 37 ،الاحزاب 47 ،الصف 13 ، هود 69 ،العنکبوت 31 ،یوسف 96 ،یونس 64 ،هود 74 ،الزمر 17 ،فصلت 30 ، الزمر 45 ،


جدول 2 : آیات نذیر

نذیر
الشعرا 194 ،النمل 92 ،النجم 56 ،یونس 101 ،الاحقاف 21 ، القمر 5 ، القمر 41 ،الحجر 89 ، فاطر 37 ،الاحقاف 21 ، یونس 2 ، ابراهیم 44 ، الانعام 51 ،الشعرا 214 ،نوح 1 ،یس 6 ،فصلت 1البقره 6 ،یس 10 ، الانبیا 45 ،انبا 40 ،النحل 2 ، الکهف 56 ،الاحقاف 3 ،القمر 36 ، مریم 39 ،غافر 18 ،الانسان 7 ،القمر 23 ،القمر 33 ، القمر 36 ،مریم 97 ،الشوری 7 ، فاطر 18 یس 11 ، البقره 6 ، یس 10 ،المدثر 2 ، اللیل 14 ،یونس 11 ،الانعام 19 ، الانعام 92 ، الاعراف 2 ،القصص 46 ،السجده 3 ، یس 6 ،الشوری 7 ، الکهف 2 ، یس 70 ،الاحقاف 12 ،غافر 15 ، الاعراف 63 ،الاعراف 69 ، ابراهیم 52 ، النازعات 45 ، الرعد 7 ،ص 65 ، ق 2 ،الشعرا 208 ، البقره 213 ،الانعام 48 ، النسا 165 ، الکهف 56 ،الصافات 72 ،الدخان 3 ، الاحقاف 29 ، القمر 16 ،القمر 18 ، القمر 21 ،القمر 30 ،القمر 37 ، القمر 39 ،المرسلات 6 ،الملک 17 ، المائده 19 ،القصص 46 ، السجده 3 ،سبا 34 ،سبا 44 ، الملئده 19 ،الاعراف 184 ، الاعراف 188 ، هود 2 ، هود 12 ، هود 25 ،الحج 49 ،الشعرا 115 ،العنکبوت 50 ، سبا 46 ، فاطر 23 ، فاطر 24 ،فاطر 42 ، ص 70 ،اتلاحقاف 9 ، الذاریات 50 ،النجم 56 ،الملک 8 ، الملک 9 ، الملک 26 ،نوح 2 ، القره 119 ،الاسرا 105 ،الفرقان 1 ، الفرقان 7 ، الفرقان 56 ، الاحزاب 45 ، سبا 28 ، فاطر 24 ، فصلت 4 ،الفتح 8 ، المدثر36 ،الکهف 4 ،الانبیا 45 ،الانعام 45 ، الانعام 130، الزمر 71
جدول 3:آیات اتوب

توبه
البقره 160 ، التوبه 112 ، البقره 37 ، البقره 54 ، البقره 128 ، البقره 160 ، التوبه 118 ، التوبه 104 ،البقره 222، غافر 3 ، الشوری 25 ،النسا 17 ، النسا 18 ،المائده 39 ،المائده 71 ، الانعام 54 ،التوبه 117 ، هود 12 ، مریم 60 ،طه 82 ،الفرقان 70 ، الفرقان 71 ،القصص 67 ، المجادله 13 ،النسا 16 ، آلعمران 89 ، النسا 146 ،المائده 34 ، الاعراف 153 ،التوبه 11 ، االنور 5 ،غافر 7 ،لنحل 119 ، التحریم ،النسا 26 ، الاعراف 143 ،الاحقاف 15 ، البقره 276 ،التوبه 3 ،التحریم 4 ، النور 10 ،الحجرات 12 ،النسا 16 ، النصر 3 ،النسا 64 ، آل عمران 90 ،هود 3 ، هود 52 ، هود 61 ،النور 31 ، التحریم 8 ،النسا 92 ، التحریم 8 ، البقره 37 ، البقره 54 ، البقره 187 ،طه 122 ، المزمل 20 ، الفرقان 71 ، الحجات 11 ، آل عمران 128 ، النسا 27 ،التوبه 102 ،الاحزاب 24 ،الاحزاب 73 ،النسا 17 ،المائده 39 ، التوبه 15 ، التوبه 27 ،التوبه 106 ، التوبه 74 ،البروج 10 ،النسا 17 ، المائده 74 ،التوبه 126 ،یونس 73 ، الشعرا 173 ،النمل 58 ، الصافات 177.



جدول4: ارائه نتایج به شکل آماری

مفهوم فراوانی
بشیر 78
اتوب 80
نذیر 116







بحث و نتيجه گيرى
با توجه به بررسى هاى صورت گرفته در اين مقاله، مى توان نتايج به دست آمده و پاسخ سؤال تحقيق را در موارد ذيل خلاصه كرد:
فراوانی های به دست آمده در جدول شماره 4 نشان دهنده 78 مورد آیات در بر گیرنده بشیر ،116 مورد آیات دربر گیرنده نذیر و 80 مورد آیات در بر گیرنده اتوب است.
همان طور که در پیشینه اشاره شد در دیدگاه روان شناسی اسکینر اشارات مشخصی در زمینه تاکید بیشتر بر روی تقویت مثبت و منفی در مقایسه با تنبیه وجود دارد و با توجه به تاثیرات منفی تنبیه ، بهتر است از جایگزین های آن استفاده شود . در کل به نظر می رسد، لازم باشد که به عنوان آخرین راهکار ها از تنبیه استفاده شود. اما نتایج به دست آمده در زمینه آیات قرآنی نتایجی متفاوت از نظریه اسکینر را به نمایش می گذارد . زیرا تنبیه( نذیر ) دارای دفعات تکرار بیشتری نسبت به تقویت مثبت (بشیر ) و تقویت منفی (اتوب ) می باشد . ازطرف دیگر تقویت منفی یا توبه در مقایسه با تقویت مثبت یا بشیر دارای فراوانی بیشتری است.
برای حل این تضاد لازم است به بررسی دیگاه های روان شناسی در زمینه تنبیه با دقت بیشتر پرداخته شود:
اگر بخواهیم به نظرات مخالف و موافق تنبیه اشاره نماییم ، مشاهده می شود که در ديدگاهی، تنبيه را غيراخلاقى و غيرانسانى مى دانند و بیان می کنند که تنبيه نشان دهنده رفتار جانشین مناسب نیست. همچنين تنبيه، رفتار نامطلوب را از بين نمى برد، هرچند ممكن است منجر به سركوب يا كاهش دفعات آن شود، ولى رفتار نامطلوب را ريشه كن نمى كند( اسکینر 1935).به نظر می رسد بيشتر ايرادهاى ذكرشده در مورد تنبيه فقط در مورد يك نوع تنبيه صادق است و آن هم تنبیه بدنی است .
از نظرات روان‏شناسان درارتباط با آموزش و يادگيرى چنين بر می آید كه آنان غالبا بر تقويت مثبت و دادن پاداش در مقابل رفتارهاى مطلوب تكيه كرده‏اند و تنبيه را به عنوان آخرين روش در تغيير رفتار، آن‏هم به شكلی کم شدت مد نظر قرار داده‏اند كه اين با نظر اسلام هماهنگی دارد.زيرا در روايات اسلامی روش اوليه براى برخورد با رفتار نامناسب، مدارا و نرمى است. در صورتى كه نرمى اثرگذار نباشد، تندى در مقابل رفتار ناپسند به عنوان آخرین راهکار توصیه می شود..
در موارد خاصى، به ضرورت استفاده از تنبيه در نظام تربيتى اسلام تصريح شده است که این موضوع از طرفی به وسیله آيات متعددى كه رسالت‏حضرت رسول(ص) را منحصر به تبشير و انذار مى‏داند، قابل برداشت است و هم از آيات و رواياتى كه حدود الهى و تعزيرات اسلامى را تبيين مى‏كنند.
بر اساس یافته های این مقاله به نظر می رسد از ديدگاه اسلام تنبيه يكى از ابزارهاى مؤثر در عرصه تعليم و تربيت است كه نه تنها رفتارها ى ناپسند را کاهش می دهد، بلكه مى تواند آنها را از خزانه رفتارى فرد حذف کند. نظر روان‏شناسان ،اين است كه تنبيه در ابتدا روش مطلوبى در تربيت نيست. اما اکثریت دانشمندان اسلامى و مربيان تعليم و تربيت در شرايط خاصى، از تنبيه به عنوان يك روش تربيتى نام مى‏برند،و آن زمانی است که براى حل مشكل و اصلاح رفتار ،راه‏حل‏هاى ديگر مؤثر نبوده باشد.
بايد به اين نكته توجه كرد كه روش تنبيه يك روش تربيتى برتر نيست که در تمام حالات و موقعيت‏ها بتوان از آن استفاده کرد و از آن نتيجه مطلوب گرفت. تنبيه يك روش تربيتى ثانوى است كه از لحاظ دينى و ارزشى، متاخر از همه روش‏هاى اصلاح رفتار فرد است. اگر تمام روش‏هاى ممكن موقعيت‏هاى گوناگون براى تغيير و اصلاح رفتار فرد به كار گرفته شد و نتيجه مطلوب از آنها به دست نيامد، در آن صورت، مى‏توان از روش تنبيه استفاده كرد. اين مطلب را مى‏توان، هم از آثار روان‏شناسان دريافت کرد و هم از آیات قرآنی به دست آورد.

از طرف دیگر در آیات قرآنی اشارت در زمینه توبه ( تقویت منفی در دیدگاه اسکینر ) دارای تاکید بیشتری نسبت به تقویت مثبت است . این یافته با توجه به این استنباط که خداوند توبه پذیر راه های بازگشت را برای انسان ها باز گذاشته است قابل توجیه می باشد که برخورد خداوند با برخورد های موجود در تربیت انسانی که در نظریه اسکینر مطرح می شود ، به طور مسلم دارای تفاوت هایی است که در این مورد نیز مشهود می باشد.و از طرفی قرآن در زمان عرب جاهلیت نازل شد که این مسئله نشان دهنده وجود خطاهای زیاد در عملکردهای آنان است که به این وسیله راه هایی برای رسیدن به توفیق و بخشش الهی با توجه به پذیرش توبه مورد تاکید بیشتر قرار گرفته است.

منابع فارسی
ـ اسكينر، بوروس فردريك، فراسوى آزادى و شأن، ترجمه على اكبر سيف، تهران، رشد، 1370.
- دهخدا ، علی اکبر . لغت نامه دهخدا،تهران ، دانشگاه تهران ،1324
- فتحعلى خانى، محمد ، آراى انديشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مبانى آن،1380 ،ج 1
- فائضي ،علی جايگاه روش هاي تنبيه در تعليم و تربيت، تهران، فيض کاشاني، 1373.
ـ هرگنهان، بى. آر. و متيو اچ. السون، مقدمه اى بر نظريه هاى يادگيرى، ترجمه على اكبر سيف، چ هشتم، تهران، دوران، 1390.

ENGLISH REFERENCES

-Skinner, B. F. (1935) Two types of conditioned reflex and a pseudo type Journal of General Psychology, 12, 66-77.
-Skinner, B. F. (1938) 'Superstition’ in the pigeon Journal of Experimental Psychology, 38, 168-172.
-Skinner, B. F. (1971) Beyond Freedom and Dignity
-Skinner, B. F. (1989) The Origins of Cognitive Thought Recent Issues in the Analysis of Behavior, Merrill Publishing Company
-Cherry . k (2013)B.F. skhnner biography.
- Boeree.c.g(2006) B.F.skinner . Personality Theories.
- Mcleod .S (2013) Skinner operant conditioning . Simply Psychology.

حسین ابراهیم مقدم ،عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد رودهن
پریسا خسروتاش ،دکتری روان شناسی تربیتی دانشگاه آزاد رودهن



 

Share تاريخ: 1395/09/16 مشاهده : 3199



گذاشتن نظر