کودکان با دشواریهایی در تکلم یا گفتار

برای رشد طبیعی تکلم در کودک، سه مرحله زیر باید صورت پذیرد:
الف- گوش، توانایی دریافت دریافت صداهای مختلف را داشته باشد
ب- صداهای دریافت شده توسط گوش بوسیله مغز تعبیر و تفسیر شود

ج- پس از آنکه گوش صداها را دریافت کرد و مغز آنها را درک نمود، دستگاه تکلمی یعنی حنجره، تارهای صوتی، لب، زبان، سقف دهان و...قادر به عکس العمل یا پاسخ باشد. به غیر از این مراحل، کودک باید از محیطی طبیعی از نظر محرکهای مختلف و نیز عاطفه و محبت برخوردار باشد. اگر کودک در مرحله اول یعنی دریافت صداها دچار مشکل باشد. اگر کودک در مرحله اول یعنی دریافت صداها دچار مشکل باشد، این کودک در مرحله اول یعنی دریافت صداها دچار مشکل باشد، این کودک ناشنوا است و چون قادر به دریافت محرک های حسی از طریق شنوایی نیست، بنابر این نمی تواند تکلم کند. اگر کودک از نظر هوشی در تمام جنبه ها پایینتر از متوسط عمل کند، این کودک عقب مانده ذهنی است و دلیل دشواری های تکلمی او کمی بهره هوشی او می باشد. 
اگر کودک به علت محرومیت های شدید و عمیق عاطفی و روانی دچار مشکلات تکلمی شود، این کودک را ناسازگار می نامند و دلیل دشواری های تکلمی او عاطفی و روانی است.
اگر کودک در قسمت  مختلف دستگاه تکلمی خود نقص داشته باشد مانند شکاف های سقف دهان و... گوییم که اشکال تکلمی کودک در اثر نقص در دستگاه تکلمی او است.
اگر کودک در مناطق بسیار فقیر نشین از نظر اقتصادی یا فرهنگی زندگی کند، ممکن است از نظر یادگیری زبان گفتاری که مورد نظر مدرسه است دچار مشکل باشد، در اینجا فقر مادی یا فرهنگی سبب دشواری های تکلمی کودک شده است. در مبحث کودکان با اختلالات ویژه یادگیری همانگونه که قبلا در تعریفشان ذکر شد، ما با کودکامی سرو کار داریم که هیچ کدام از عوامل فوق الذکر در مشکل تکلمی آنان دخالت ندارد. به عبارت دیگر این کودکان ناشنوا نیستند، از هوش طبیعی برخوردارند، محرومیتهای شدید محیطی، عاطفی و روانی ندارند، دستگاه گویایی سالمی دارند، اما از نظر تکلمی دچار مشکل هستند. اکثر متخصصان مشکل این کودکان را مربوط به اختلال در رشد و نمو تشکیلات عصبی یا دلایل ناشناخته دیگر می دانند. در حقیقت این کودکان در تعبیر و تفسیر محرک هایی که به مغز آنان میرسد، دشواری دارند.
اصطلاح آفازی برای بزرگسالان و دیسفازی برای کودکان به معنای اخص آن برای نشان دادن دشواری ها در درک نشانه های مربوط به زبان به کار می رود. در کودکان دو نوع اصلی دیسفازی وجود دارد که عبارتند از:
الف- دیسفازی درکی، به معنای اختلال در درک نشانه های شنیداری است. در اینجا کودک صدا را می شنود اما معنی و مقهوم سخنان شنیده شده را نمی فهمد.
ب- دیسفازی حرکتی یا بیانی، به معنای اختلال در قدرت بیان یا تولید نشانه های کلامی است، در این حال کودک آنچه را که دیگران می گویند می شنود و معنا و مفهوم آن را درک می کند اما از بیان افکار و عقاید خویش ناتوان است. کودکان دیسفازی از مرحله بل پل کردن تکلم و مراحل تکرار صدا و تکلم انعکاسی می گذرند و احیانا تکلم نیز شروع می شود ولی تکامل لازم را نمی یابد. صدای کودکان دیسفازی از نظر شدت و حجم طبیعی است.
برگرفته از کتاب اختلالات یادگیری 
تالیف: دکتر عزت الله نادری – دکتر مریم سیف نراقی


Share تاريخ: 1396/02/09 مشاهده : 47

, , , ,



گذاشتن نظر